۱۳۹۳ شهریور ۲, یکشنبه

کارل مارکس٬ مقدمه‌ای بر نقد اقتصاد سیاسی


کارل مارکس٬ مقدمه‌ای بر نقد اقتصاد سیاسی
مقدمه‌ای بر نقد اقتصاد سیاسی در واقع بخش دوم و پیوست کتاب «سهمی در نقد اقتصاد سیاسی» مارکس است که برای اولین در سال ۱۸۵۹ منتشر شد. این نوشته در سال ۱۸۵۷ نوشته شد اما به دلایلی که مارکس در مقدمه‌ی کتاب اصلی عنوان می‌کند ناتمام ماند و هیچ‌وقت منتشر نشد. مطابق برنامه‌ی مارکس قرار بود در آخرین جلد «سرمایه» که به بررسی تاریخ تئوری‌های اقتصاد سیاسی می‌پرداخت ادامه یابد. محتوای این کتاب بعدها توسط کارل کائوتسکی به صورت مقاله‌هایی در نشریه‌ی "نو زایت" (زمانه‌ی جدید) که کائوتسکی سردبیرش بود و پس از آن به عنوان پیوست «سهمی در نقد اقتصاد سیاسی» منتشر شد.

لئون تروتسکی٬ انقلابی که به آن خیانت شد - اتحاد شوروی چیست و به کجا می‌رود؟


لئون تروتسکی٬ انقلابی که به آن خیانت شد - اتحاد شوروی چیست و به کجا می‌رود؟
انقلابی که به آن خیانت شد، یکی از مهم‌ترین آثار لئون تروتسکی است. نود و پنج سال از انقلاب اکتبر می‌گذرد. از اولین انقلاب سوسیالیستی پیروزمند تاریخ، که هنوز هم مهم‌ترین واقعه‌ی تاریخ جنبش کارگری است. مهم‌ترین از این لحاظ که برای اولین بار کارگران، دهقانان و زحمت‌کشان در روسیه با تشکیل شوراهای کارگری و دهقانی نشان دادند که می‌توانند جامعه را از شر دولت استثمار سرمایه‌داری رها کنند. به جای دولت اقلیت سرمایه‌داری، دولت کارگری متکی بر نیروی اکثریت جامعه را بنا گذاشتند. این واقعیت همه‌ی جهان را دست‌خوش دگرگونی کرد.
در عین حال به همان اندازه که پیروزی انقلاب روسیه به همه‌ی جهان امید و آرزو بخشید و چشم‌انداز نوین نابودی نظام سرمایه‌داری را در مقابل همه‌ی ستم‌دیدگان جهان قرار داد، انحطاط انقلاب در دوران ظهور قدرت استالینیسم، همه‌ی کارگران را دچار دل‌سردی و ناامیدی کرد.
انقلابی که به آن خیانت شد، تنها مبحث علمی است که جریان جذر و مد انقلاب و تحولات درونی انقلاب روسیه را توضیح می‌دهد.

گئورک لوکاچ٬ تاملی در وحدت اندیشه‌ی لنین


گئورک لوکاچ٬ تاملی در وحدت اندیشه‌ی لنین
ضرورت صرف تلاش برای بازنشر این اثر، به روشن‌ترین وجهی با خواندن آن، آشکار می‌شود. می‌توان گفت کتاب تاملی در وحدت اندیشه‌ی لنین یکی از درخشان‌ترین متونی است که تا کنون در باب نظریه، پراتیک و سیاست مارکسیستی-لنینیستی به رشته‌ی تقریر درآمده است. و در کنار سایر کتاب‌های لوکاچ هم‌چون «تاریخ و آگاهی طبقاتی» و «هگل جوان» می‌توان جز متونی محسوب شود که مطالعه‌شان برای یک مارکسیست از تکالیف ضروری محسوب می‌شود.

جان رید٬ ده روزی که دنیا را لرزاند

جان رید٬ ده روزی که دنیا را لرزاند
ده روزی که دنیا را لرزاند چنین است عنوانی که جان رید به کتاب شایان تحسین خود داده است. در این کتاب روزهای نخستین انقلاب اکتبر به نحو فوق‌العاده روشن و پرتوانی تصویر شده است، این کتاب تنها عبارت از بیان ساده‌ی فاکت‌ها و مجموعه‌ای از اسناد نیست، بلکه رشته‌ای است از صحنه‌های زنده و آن‌چنان نمونه‌وار که می‌تواند در ذهن هر فرد شرکت‌کننده در انقلاب صحنه‌های مشابهی را، که خود آن شخص شاهد آن بوده است، زنده سازد. تمام این مناظر که از زندگی گرفته شده به بهترین وجهی روحیه‌ی توده‌ها را منعکس می‌سازد. لنین در مورد این کتاب نوشته است: با علاقه و توجهی فراوان کتاب جان رید؛ ده روزی که دنیا را لرزاند را خواندم. من خواندن این کتاب را به تمام کارگران جهان توصیه می‌کنم. این کتابی است که من آرزو دارم در میلیون‌ها نسخه به چاپ رسد و به همه‌ی زبان‌ها ترجمه شود. این کتاب حقیقی‌ترین و روشن‌ترین تصویر از حوادثی است که وقوف بر آن‌ها برای فهم چگونگی انقلاب پرولتاریایی و دیکتاتوری پرولتاریا دارای اهمیتی به سزا است. این مسائل با گسترش بسیار مورد بحث و بررسی قرار دارد. اما هر کس پیش از این که این اندیشه‌ها را قبول یا رد کند باید به اهمیت تصمیم خویش واقف باشد. کتاب جان رید بدون تردید در روشن کردن مسئله‌ای از مسئله‌ی اساسی انقلاب کارگری بین‌المللی کمک خواهد کرد.

ولادیمیر ایلیچ لنین٬ بیماری کودکی «چپ‌گرایی» در کمونیسم


ولادیمیر ایلیچ لنین٬ بیماری کودکی «چپ‌گرایی» در کمونیسم
بیماری کودکی «چپ‌گرایی» در کمونیسم در آوریل و ترمیمات آن در ماه مه سال ۱۹۲۰ توسط لنین به رشته‌ی تحریر درآمد. این کتاب در ۸-۱۰ ژوئن به زبان روسی و تقریبا در ماه ژوئیه، ترجمه‌ی آلمانی، فرانسه و انگلیسی آن چاپ شد. لنین شخصا در کار حروف‌چینی و چاپ این کتاب نظارت کرد، تا کتاب قبل از آغا دومین کنگره‌ی انترناسیونال کمونیستی منتشر گردید. کتاب مزبور بین کلیه‌ی نمایندگان دومین کنگره‌ی انترناسیونال کمونیستی (کمینترن) توزیع شد. طی ماه‌های ژوئیه-نوامبر سال ۱۹۲۰ این کتاب مجددا به زبان آلمانی لایپزیک، به زبان فرانسه در پاریس و به زبان انگلیسی در لندن چاپ و منتشر گردید. در متن دست‌نویس بیماری «چپ‌گرایی» در کمونیسم در زیر عنوان اصلی عنوان فرعی دیگری نیز بدین شرح وجود دارد: «(تجربه‌ی مصاحبات عامه‌فهم در باره‌ی استراتژی و تاکتیک مارکسیستی)». در کلیه‌ی چاپ‌های این کتاب که در دوران حیات لنین منتشر می‌شد این عنوان فرعی حذف شده بود. در چاپ چهارم کلیات و.ای. لنین اثر بیماری «چپ‌گرایی» در کمونیسم از روی متن چاپ اول، که غلط‌گیری آن توسط خود لنین انجام گرفته است، منتشر می‌شود.

به درستی این کتاب درباره‌ی «استراتژی و تاکتیک مارکسیستی» است. همواره در ۲۰۰ سال گذشته، از زمان تشکیل اولین تشکل‌های کارگری و ایجاد بین‌الملل اول، دوم، سوم (زمان لنین) آن‌چه منجر به بحران‌های سیسای و تشکیلاتی این سازمان‌ها شد، انحرافات فرصت‌طلبانه از یک‌سو و فرقه‌گرایانه از سوی دیگر بوده است. لنین از نادر فعالان جنبش کارگری بود که توانست در اکثر موارد مشی انقلابی را در مقابل گرایش‌های انحرافی پیش برد. گام برداشتن در راستای مشی انقلابی به ویژه در جوامع اختناق‌آمیز؛ همانند راه رفتن بر روی لبه‌ی تیز چاقو است. هر لغزش کوچک فعال سیاسی را به «چپ» یا «راست» این لبه‌ی تیز پرتاب می‌کند. لنین از نادر انقلابیونی که هنز دویدن بر این لبه‌ی تیز را آموخته بود! این «تاکتیک مارکسیستی» توسط لنین انجام گرفت و با صراحت به افشاگری مخافان «چپ‌گرا»(فرفه‌گرا) و «راست‌گرا» (فرصت‌طلب) پرداخت.

بیماری کودکی «چپ‌گرایی» در کمونیسم کتابی است در بر برخورد به فرقه‌گرایان.

مائو تسه دون٬ مبارزه با لیبرالیسم

مائو تسه دون٬ مبارزه با لیبرالیسم
مبارزه با لیبرالیسم در سال ۱۹۳۷ توسط مائو تسه دون نوشته شد. او پس از برشمردن یازده شکل از اشکال بروز لیبرالیسم در حزب انقلابی طبقه‌ی کارگر می‌نویسند: لیبرالیسم در یک جمع انقلابی پدیده‌ای است بسیار زیان‌بخش، به منزله‌ی خوره‌ای است که یکپارچگی و وحدت را به تدریج از بین می‌برد، پیوندها را می‌گسلد و موجب بی‌تفاتی و اختلاف‌نظر می‌شود. […] لیبرالیسم از خودخواهی خرده‌بورژوایی سرچشمه ‌می‌گیرد که منافع شخصی را بر مصالح انقلاب مقدم می‌شمارد. به طوری که این خود موجب سر بلند کردن لیبرالیسم ایدئولوژیک، سیاسی و تشکیلاتی می‌گردد.

لئو فرانکل: نخستین وزیر کار در نخستین حکومت کارگری‌


لئو فرانکل: نخستین وزیر کار در نخستین حکومت کارگری‌
سال ۱۹۹۶ صد و بیست‌وپنجمین سالگرد «کمون» و صدمین سالگرد درگذشت یکی از اعضای اصلی آن لئو فرانکل است.
ما در دورانی به سر می‌بریم که ناسیونالیسم و درگیری‌های قومی و مذهبی به طرزی وحشت‌ناک سر بلند کرده‌اند و وقتی می‌بینیم که «کمون پاریس» در آن زمان، یک یهودی مجار را به سمت وزارت کار منصوب کرده بود، درک می‌کنیم که کمون نسبت به دوران ما، بسیار پیش‌رو بوده است.
لئو فرانکل، که پدرش پزشک بود، در ۲۸ فوریه ۱۸۴۴ در حومه‌ی شهر بودا (بخش قدیمی از بوداپست کنونی) زاده شد و در سال ۱۸۶۴ به ارتش پروس پیوست. بنا بر روایتی که نمی‌توان آن را تایید کرد، لئو با انقلابیونی مثل بِبِل و ژاکوبی آشنا می‌شود. این دو که در دژ کنیگس شوارتس در بازداشت به سر می‌برده‌اند. وی را با ایده‌های سوسیالیستی آشنا می‌کنند. در سال ۱۸۶۷ لئو فرانکل به علت سرکوب در آلمان مجبور می‌شود به لندن مهاجرت کند. وی در این شهر که در آن به تازگی انترناسیونال اول پایه‌گذاری شده بود روابط دوستانه‌ای با کارل مارکس برقرار می‌کند.

۱۸ مارس ۱۸۷۱ وقتی انقلاب در گرفت، کمیته‌ی مرکزی گارد ملی اداره‌ی حکومت موقت را به عهده می‌گیرد. در جلسه‌ی شبانه‌ی انترناسیونال کارگری در ۲۳ مارس، لئو فرانکل بیانیه‌ای را پیش‌نهاد می‌کند که در آن، با همکاری مجلس فردال انجمن‌های کارگری، از عموم مردم دعوت می‌شود به نفع کمون رای دهند. ۲۶ مارس ۱۸۷۱ لئو از ناحیه‌ی سیزدهم پاریس به عضویت «کمون» انتخاب می‌شود و ۲۹ مارس به عضویت در کمیسیون کار و مبادله منصوب می‌گردد.