۱۳۹۳ شهریور ۲, یکشنبه

سرمایه (به زبان ساده) - جلد دوم

سرمایه (به زبان ساده) - جلد دوم


این کتاب مصور با توجه به مباحث کتاب سرمایه، نوشته‌ی کارل مارکس تهیه شده است و مفاهیم اساسی آن در قالب داستانی از فرآیند تولید در کارخانه‌ی پنیرسازی توضیح داده می‌شود و به این صورت کتاب سرمایه که متنی ترسناک و سخت جلوه می‌کند را به شکلی ساده برای مخاطبین بیش‌تری قابل فهم می‌کند. سرمایه‌ی مارکس برای اولین بار در این کتاب به شکل مصور توضیح داده شده است و در سال ۲۰۰۸ از سوی انتشارات «ایست‌پرس» در ژاپن منتشر شده است. کتاب توانسته هم از لحاظ محتوا داستان و هم از لحاظ نقاشی و طراحی‌اش توجه بسیاری را در سطح جهانی جلب کند و میزان فروش آن در مدت کوتاهی از صدهزار جلد فراتر رفت. سرمایه‌ی مصور، مطالعه‌ی جداب را به خواننده وعده می‌دهد. کتاب برای طیف وسیعی می‌تواند مفید و جذاب باشد؛ هم برای افرادی که ماه‌ها وقت صرف فصول کتاب سرمایه کرده‌اند و هم برای افرادی که نتوانسته‌اند تا کنون آرزوی مطالعه‌ی سرمایه را متحقق کنند و هم برای جوانانی که خواهان آشنایی با مفاهیم اساسی سرمایه هستند و هم برای افرادی که مطالعه‌ی رمان‌های مصور علاقه دارند.

سرمایه (به زبان ساده) - جلد اول


سرمایه (به زبان ساده) - جلد اول
این کتاب مصور با توجه به مباحث کتاب سرمایه، نوشته‌ی کارل مارکس تهیه شده است و مفاهیم اساسی آن در قالب داستانی از فرآیند تولید در کارخانه‌ی پنیرسازی توضیح داده می‌شود و به این صورت کتاب سرمایه که متنی ترسناک و سخت جلوه می‌کند را به شکلی ساده برای مخاطبین بیش‌تری قابل فهم می‌کند. سرمایه‌ی مارکس برای اولین بار در این کتاب به شکل مصور توضیح داده شده است و در سال ۲۰۰۸ از سوی انتشارات «ایست‌پرس» در ژاپن منتشر شده است. کتاب توانسته هم از لحاظ محتوا داستان و هم از لحاظ نقاشی و طراحی‌اش توجه بسیاری را در سطح جهانی جلب کند و میزان فروش آن در مدت کوتاهی از صدهزار جلد فراتر رفت. سرمایه‌ی مصور، مطالعه‌ی جداب را به خواننده وعده می‌دهد. کتاب برای طیف وسیعی می‌تواند مفید و جذاب باشد؛ هم برای افرادی که ماه‌ها وقت صرف فصول کتاب سرمایه کرده‌اند و هم برای افرادی که نتوانسته‌اند تا کنون آرزوی مطالعه‌ی سرمایه را متحقق کنند و هم برای جوانانی که خواهان آشنایی با مفاهیم اساسی سرمایه هستند و هم برای افرادی که مطالعه‌ی رمان‌های مصور علاقه دارند.

ارنست مندل٬ الفبای مارکسیسم: از جامعه‌ی طبقاتی تا کمونیسم


 ارنست مندل٬ الفبای مارکسیسم: از جامعه‌ی طبقاتی تا کمونیسم
ارﻧﺴﺖ ﻣﻨﺪل ﮐﺘﺎب اﻟﻔﺒﺎﯼ ﻣﺎرﮐﺴﻴﺰم: از جامعه‌ی طبقاتی تا کمونیسم را ﭘﻴﺶ از هر ﭼﻴﺰ ﺟﻬﺖ اﺳﺘﻔﺎدﻩی ﮐﺎرﮔﺮاﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺪرﻳﺞ در روﻧﺪ ﻓﺮوش ﻧﻴﺮوﯼ ﮐﺎرﺷﺎن و درﻳﺎﻓﺖ ﺗﺠﺮﺑﯽ از اﺳﺘﺜﻤﺎر‬ ‫ﺑﻪ ﺳﻮﯼ مطالعه‌ی ﻣﺎرﮐﺴﻴسم روﯼ ﻣﯽﺁورﻧﺪ. ﺗﺠﺮﺑﻪی ﻋﻤﻠﯽ ﭘﻴﺸﺮوان ﭘﺮوﻟﺘﺎرﻳﺎ ﻧﺸﺎن می‌دهد ﮐﻪ ﮐﺎرﮔﺮان ﺑﻪ دﻟﻴﻞ آشنایی ﺑﻼواﺳﻄﻪ ﺑﺎ واﻗﻌﻴﺖ اﺳﺘﺜﻤﺎرﺳﺨﺖ ﻣﺴﺘﻌﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻠﻤﯽ و ﺑﻨﻴﺎﻧﯽ از ﻧﻈﺎم ﺳﺮﻣﺎﻳﻪدارﯼ هستند. ﺑﺴﻴﺎرﯼ از ﻣﺸﮑﻼت ﻧﻈﺮﯼ ﻣﺎرﮐﺴﻴسم ﮐﻪ ﺑﺮاﯼ ﻣدت‌های ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻓﮑﺮ، ﺑﺤﺚ و ﻣﻨﺎﻇﺮﻩی «ﺑﺎﺳﻮادها» را ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﻠﺐ ﮐﺮدﻩ در دﻧﻴﺎﯼ راﺳﺘﻴﻦ‬ ﺟﺪال ﻃﺒﻘﺎت ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﺎرﮔﺮان ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ و ﺣﻞ ﺷﺪﻩاﻧﺪ. اﻣﺎ از ﺳﻮﯼ دﻳﮕﺮ در دوران ﺗﺴﻠﻂ ﻃﺒﻘﻪی ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ دار ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ، اﺑﺰار اﻧﺒﺎﺷﺖ‬ ‫فرهنگی یکسره در اﺧﺘﻴﺎر اﻳﻦ ﻃﺒﻘﻪ ﻗﺮار دارد و اﻣﮑﺎﻧﺎت ﺁﻣﻮزﺷﯽ و فرهنگی در‬ دﺳﺘﺮس زحمت‌کشان و ﮐﺎرﮔﺮان ﻧﻴﺴﺖ. ﮐﺎرﮔﺮان را ﻧﻪ وﻗﺖ و ﻓﺮﺻﺖ ﮐﺎﻓﯽ ﺟﻬﺖ‬ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺁﻣﻮﺧﺘﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ فرهنگی، اﻗﺘﺼﺎدﯼ، ﻓﻠﺴﻔﯽ و… هست و ﻧﻪ ﺿﺮورﺗﯽ ﻋﻴﻨﯽ‬ ‫ﻣﺸﻮق ﺁﻧﺎن ﺟﻬﺖ اﻳﻦ ﺁﻣﻮزش ﻣﯽﺷﻮد زﻳﺮا ﺑﺮاﯼ ﺁﻧﺎن در ﺗﺪوام ﮐﺎر ﻣﮑﺎﻧﻴﮑﯽ و‬ ﻳﮑﻨﻮاﺧﺖ ﮐﺎرﺧﺎﻧﻪها و اداﻣﻪی ﺣﻴﺎت از ﻃﺮﻳﻖ ﻓﺮوش ﻧﻴﺮوﯼ ﮐﺎر دﻳﮕﺮ ﺿﺮورﺗﯽ ﺑﻪ‬ ‫ﺁﻣﻮزش ﻣﻄﺎﻟﺐ و ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﻪ اﺻﻄﻼح «ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻ» وﺟﻮد ﻧﺪارد.‬‫ ﮐﺘﺎب اﻟﻔﺒﺎﯼ ﻣﺎرﮐﺴﻴﺰم ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪی اﻳﻦ واﻗﻌﻴﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺁﻣﻮزش ﻣﺎرﮐﺴﻴسم ﺑﺮاﯼ‬ ‫ﮐﺎرﮔﺮان ﺳﺎدﻩ اﺳﺖ ﭼﺮا ﮐﻪ از ﻣﺘﻦ زﻧﺪﮔﯽ روزﻣﺮﻩ و ﺁﮔاهی ﺁن‌ها ﺑﺮﺁﻣﺪﻩ و در ﻋﻴﻦ‬ ‫ﺣﺎل ﮐﺘﺎب ﺑﻪ اﻳﻦ ﺟﻨﺒﻪی ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺰ دﻗﺖ دارد ﮐﻪ ﮐﺎرﮔﺮان ﺟﻬﺖ ﻓﻬﻢ ﮐﺎﻣﻞ و دﻗﻴﻖ از‬ ‫ﻣﺎرﮐﺴﻴسم ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪاﯼ از دﺳﺖﺁوردهاﯼ ﻋﻠﻤﯽ و ﻓﻨﯽ و ﻓﺮهنگی ﺁﮔﺎهی ﻳﺎﺑﻨﺪ ﮐﻪ‬ ‫در “ﺷﺮاﻳﻂ ﻣﺘﻌﺎرف” زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮد اﻣﮑﺎن دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﺪان را ﻧﺪارﻧﺪ. از اﻳﻦ رو ﮐﺘﺎب ﺑﻪ‬ ‫ﻋﻨﻮان راهنمای ﻋﻤﻞ و ﺑﺎ اﻧﺸﺎی ﺳﺎدﻩ و ﺁﺳﺎن ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﻣﻨﺪل ﺗﺎ ﺣﺪ اﻣﮑﺎن‬ ‫ﻣﺎرﮐﺴﻴسم را ﺑﻄﻮر ﺗﺎم و ﮐﺎﻣﻞ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽﻧﻤﺎﻳﺪ و در ﻋﻴﻦ ﺣﺎل هم از دﻳﺪ ﻣﮑﺎﻧﻴﮑﯽ و‬ ﻳﮏﺟﺎﻧﺒﻪ و هم از ﺑﻴﺎن ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪی ﻣﻄﺎﻟﺐ اﺳﺎﺳﯽ و ﻣﺸﮑﻼت ﭘﺮهیز ﮐﺮدﻩ اﺳﺖ.‬‬

۱۳۹۳ شهریور ۱, شنبه

ولادیمیر ایلیچ لنین٬ امپریالیسم - بالاترین مرحله‌ی سرمایه‌داری


ولادیمیر ایلیچ لنین٬ امپریالیسم - بالاترین مرحله‌ی سرمایه‌داری
کتاب امپریالیسم ـ بالاترین مرحله‌ی سرمایه‌داری ادامه و گسترش احکام و اندیشه‌هایی است که مارکس در اثر فناناپذیر خود سرمایه بیان داشته است.‬ ‫این کتاب در ماه‌های ژانویه ـ ژوئن سال ۱۹۱۶ در زوریخ نگارش یافت.‬ ‫ولی لنین سال‌ها پیش از نگارش آن، در یک سلسله از آثار خود پدیده‌های‬ ‫جدید رشد سرمایه‌داری را بررسی و تحلیل کرده بود، از آن جمله در آثاری‬ ‫چون: طرح و توضیح برنامه حزب سوسیال دمکرات، جنگ چین، درس های بحران،‬‫ بررسی وضع داخلی، روند تراکم تولید در روسیه، ثروت‌افزایی سرمایه‌داری، اروپای واپس‌مانده‬ ‫و آسیای پیشرو، مقدرات تاریخی آموزش کارل مارکس و… . برای نگارش کتاب منابع و مآخذ و اطلاعات آماری‬ ‫گوناگونی درباره اقتصاد و سیاست امپریالیسم بررسی شده و مورد‫ انتقادی عمیق قرار گرفته است. دست‌نویسهای مربوط به تدارک کتاب که‬ ‫بعدها در ۲۰ جزوه تحت عنوان «دفاتر امپریالیسم» انتشار یافت مشتمل بر‬ ‫قریب هزار صفحه و حاوی یادداشت هایی از ۱۴۸ کتاب، ۲۳۲ رساله و‬ ‫مقاله و نیز محاسبات، ملاحظات و نظریات و نکات گوناگونی درباره مسائل‬ ‫اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، تاریخی و فلسفی است.‬ کتاب برای انتشارعلنی در داخل روسیه تزاری در نظر گرفته شده بود و‬ ‫بنگاه نشریات «پاروس»‪ ‬می‌بایست آن را به چاپ رساند. همین امر تا‬ ‫حدود زیادی در سبک بیان و نگارش کتاب تاثیر بخشید. لنین در پیش‌گفتاری‬ ‫که تاریخ آن ۲۶ آوریل سال ۱۹۱۷ یعنی در حدود یک سال پس از پایان تالیف‬ ‫کتاب و نزدیک به دو ماه پس از انقلاب بورژوا-دمکراتیک فوریه ۱۹۱۷ و چند‬ ‫ماه پیش از انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر است، می‌نویسد:‬ ‫«کتاب با توجه به سانسور تزاری نگاشته شده است. بدین‌جهت‬ ‫من مجبور بودم نه تنها درچارچوب بسیار تنگ تحلیل صرفاْ‬ ‫تئوریک ـ خاصه تحلیل تئوریک اقتصادی ـ محدود بمانم،‬ ‫بلکه حداقل تذکرات ضرور مربوط به سیاست را نیز با نهایت‬ ‫احتیاط و با کنایه و اشاره یعنی با استفاده از آن زبان لعنتی ازوپ‬ ‫بیان دارم که تزاریسم، همه انقلابیونی را که برای نگارش یک‬ ‫تألیف «قانونا مجاز» قلم به دست می‌گرفتند، به توسل بدان‬ ‫وامی‌داشت.» ‫لنین یک سلسله از نتیجه‌گیری‌های خود را در قالب عبارات کلی بیان‬ ‫داشت، و از به کار بردن اصطلاحات و تعاریفی که «سانسور پسند» نبود،‬ ‫احتراز جست. این اثر لنین، نمونه برجسته‌ای از کاربرد شیوه خلاق برای تکامل‬ مارکسیسم با توجه به توقعات دوران نوین و در عین حال نمونه درخشانی است‬ ‫از این‌که چگونه می‌توان از امکانات علنی برای ترویج مارکسیسم استفاده کرد،‬ ‫بی آن‌که در تحلیل‌ها و نتیجه‌گیری‌ها ذره‌ای از اصول عدول شود. بنگاه نشریات «پاروس» در دست منشویک‌ها بود و به همین جهت در‬ ‫همان حال که آن‌ها چاپ کتاب را به تاخیر می‌انداختند، قسمت‌هایی را هم که‬ ‫در آن از تئوری اپورتونیستی کائوتسکی و مارتف، انتقاد می‌شد، حذف کردند‬ ‫و تغییراتی در متن کتاب دادند که اندیشه‌ی لنین را تحریف می‌کرد.‬ ‫کتاب، نخستین بار با عنوان «امپریالیسم ـ مرحله‌ی امروزین سرمایه‌داری»‬ ‫در اواسط سال ۱۹۱۷ با نام مستعار و. لنین به چاپ رسید و‬ ‫لنین پیش‌گفتار کوتاهی بر آن نگاشت، ولی فرصت نکرد متن آن را به صورت‬ ‫اصلی‌اش بازگرداند. متن اصلی کتاب به صورتی که در آغاز نوشته شده بود، در‬ ‫مجموعه آثار لنین چاپ شد.‬

ماکسیم گورکی٬ هدف ادبیات


ماکسیم گورکی٬ هدف ادبیات
الکسی ماکسیممویچ پشکوف که بعدها با نام ماکسیم کورگی شهرتی دنیاگیر کسب کرد در سال ۱۸۶۸ در نیژنی‌نووگرود که بعدها گورکی نامیده شد متولد شد. از همان کودکی فقر چهره‌ی منحوس خود را به او نمایاند. به همین دلیل مدتی مانع ادامه تحصیل وی گردید. به عنوان شاگر کفاش، شاگرد نقاش، کارگر کشتی و… کار می کرده و زندگی را می‌گذراند. او «در میان مردم» می‌زیست و «در میان مردم» کار می‌کرد. اشتیاقی که به کتاب پیدا کرده بود او را به طرف شناختی سازنده پیش می‌راند. جوانی او مثل کودکی‌اش در کارهای طاقت‌فرسا سپری شد. به عنوان باربر اسکله، نانوا، باغبان، خواننده‌ی آوازهای دسته‌جمعی کار کرد. در مسیر تحولات فکری آن زمان کشورش قرار گرفت و به مطالعه‌ی ادبیات سیاسی پرداخت. در سال ۱۸۹۲ نویسنده‌ای سرشناس شده بود. قبل از تحولات سال ۱۹۰۵ «سرود شاهین» و «سرود مرغ طوفان» را نوشت. پس از سرکوب جنبش ۱۹۰۵ به خارج سفر کرد. رمان مادر محصول همین دوره است. وی در سال ۱۹۳۲ رییس اتحادیه‌ی نویسندگان شوروی شد و رئالیسم سوسیالیستی را به عنوان شیوه‌ی نگارش به نویسندگان توصیه نمود. رمان مادر نیز به عنوان الگویی برای این شیوه معرفی کرد.

گئورکی پلخانف٬ تاریخ از نظر فلسفه‌ی مادی


گئورکی پلخانف٬ تاریخ از نظر فلسفه‌ی مادی
جزوه‌ی انتقادی تاریخ از نظر فلسفه‌ی مادی (در اصل: درک ماتریالیستی از تاریخ)، نوشته‌ی «گ.و. پلخانف» یکی از فلاسفه و جامعه‌شناسان مشهور روسی است. پلخانف در سال ۱۸۵۶ متولد شده و در سال ۱۹۱۸ فوت نمود. پلخانف اولین کسی است که در روسیه به نشر و تبلیغ عقاید مارکسیستی و دفاع از آن‌ها اقدام نمود. در تالیفات اصلی و مهمی مانند «سوسیالیسم و مبارزه‌ی سیاسی» یا «اختلاف نظرهای ما» یا «درباره‌ی تحول مفهوم مونیسیتی تاریخ» همه‌جا پلخانف به طرز درخشانی نظریات غلط «نارودیک»های روس را مورد انتقاد قرار داده است.

لویی آگوست بلانکی٬ بلانکی‌بودن (مجموعه مقالات)


لویی آگوست بلانکی٬ بلانکی‌بودن (مجموعه مقالات)
لویی آگوست بلانکی (زاده‌ی ۸ فوریه ۱۸۰۵ – درگذشته‌ی ۱ ژانویه ۱۸۸۱) فعال سیاسی فرانسوی بود. او در پوگت-تینیرز، آلپ-ماری به دنیا آمد. پدر او ژان دومینیک بلانکی معاون فرمانده‌ی وقت بود. او هم در حقوق و هم در پزشکی تحصیل کرد اما خیلی زود به سیاست روی آورد. آرا انقلابی بلانکی زیر نفوذ بابوفیسم شکل گرفت و در مارکس نفوذ کرد. اثر عمده‌ی وی کتاب انتقاد اجتماعی (۱۸۶۹) است. بلانکی ماتریالیست و راسیونالیست بود و به پیشرفت بی‌پایان تاریخ باور داست. و بر آن بود که تاریخ از مرحله‌ی فردیت مطلق که روزگار انسان وحشی است، به سوی سوسیالیسم - جامعه‌ی آینده که «تاج سر تمدن» است- در حرکت است. او در انقلاب ژولای در ۱۸۳۰ نقش مهمی داشت و به جرم دفاع از جمهوری‌خواه در دوران حکومت لوییس فیلیپ بارها به زندان افتاد. او در ۱۸۴۰ به جرم شرکت در شورش مسلحانه به مجازات اعدام محکوم شد اما این مجازات بعدها به حبس ابد تخفیف داده شد.او در جریان انقلابات ۱۸۴۸ آزاد شد و به مبارزه ادامه داد. در سال ۱۸۴۹ مجددا به ده سال زندان محکوم شود. در ۱۸۶۵ او از زندان فرار کرد و در خارج از کشور به تبلیغ علیه حکومت پرداخت. در ۱۸۶۹ بر طبق عفو عمومی او هم توانست به فرانسه بازگردد. او در این دوره به اعمال قهرآمیز بیش‌تری روی آورد و این در ۱۸۷۰ با دو حمله‌ی مسلحانه‌ی ناموفق مشخص است. یکی در ۱۲ ژانویه و در تشیع جنازه‌ی ویکتور نوآ، روزنامه‌نگاری که توسط پیِر بناپارت کشته شد و دومی در ۱۴ آگوست که او رهبری حمله‌ای به پادگانی نظامی را به عهده داشت. پس از انقلاب ۴ سپتامبر و سقوط امپراتوری، بلانکی بر فعالیت خود افزود و باشگاه و نشریه‌ای با نام “میهن در خطر” تاسیس کرد. او یکی از گروه‌هایی بود که در ۳۱ اکتبر بخشی از قدرت را در اختیار گرفت و به همین جرم در ۱۷ مارس سال آینده دوباره به اعدام محکوم شد. چند روز پس از آن شورشی که نهایتا منجر به تاسیس کمون پاریس شد درگرفت و بلانکی با این‌که خود در زندان بود به عنوان صدر دولت حاصل از قیام اعلام شد. با این‌که او در زمان تشکیل کمون در زندان بود و نقشی عملی نداشت در ۱۸۷۲ او به همراه سایر اعضای باقی‌مانده از کمون به تبعید محکوم شد اما به علت شرایط بد جسمی این تبعید به حبس در یک زندان تخفیف داده شد. در ۱۸۷۹ او به عنوان نایب بوردو انتخاب شد. گرچه آن انتخابات غیرمعتبر اعلام شد به هرحال بلانکی از زندان آزاد شد و بلافاصله به ادامه‌ی تبلیغات خود پرداخت. او پس از یک سخنرانی در میتینگی انقلابی در پاریس سکته کرد و نهایتا در ۱ ژانویه ۱۸۸۱ جان سپرد و در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد. دفاع مصالحه‌ناپذیر او از سوسیالیسم و عزم او در استفاده از راه‌های قهرآمیز برای رسیدن به آن باعث شد که او در تمام عمر خود با تمام دولت‌های فرانسه سر جنگ داشته باشد و نیمی از عمر خود را در زندان بگذراند. علاوه بر مقالات متعدد او در نشریات مختلف آثار زیادی از او به چاپ رسیده است و برای مثال بعضی نوشته‌هایش در مورد مسائل اقتصادی و اجتماعی پس از مرگش تحت عنوان سوسیالیسم انتقادی در ۱۸۸۵ به چاپ رسیدند.